تبليغاتX
5nous

5nous

ُافکار دو دانشجو

اخلاق و راه به دست آوردن آن


به نام خدای کامل   در این مقاله نگاهی کلی و تا جایی که وقت مجالمان دهد تا حدی عمقی به مساله  بسیار بسیار مهم  شکل دهنده شخصیت افراد، اخلاق میپردازیم.مقاله بر اساس دریافت و برداشت شخصی من از مفاهیم تئوری از مقالات و سخنان صاحب نظران در این باره است.لازم به ذکر است در قسمتهایی که افکار اشخاص خاص را ذکر میکنم نام منبع را عرض خواهم نمود.

به نظر من  ما برای تکمیل و تکامل در تمامی ابعاد انسانی آفریده شده ایم  پرورش و رشد دادن اخلاق نیز یک بعد از مهمترین و تاثیر گزارترین این ابعاد است.تعریف اخلاق : به تمامی حالات رفتار در برخورد با خود و دیگران و محیط پیرامون گویند که نوع نگرش ما به زندگی وپس از زندگی تاثیر عمیقی در آن دارد.از نظر روانشناسی شخصیت و اخلاق و رفتار انسانها از سن 7 سالگی به بعد رو به سنگ شدن میرود و تغییر آن به راحتی نیست.پس از خواندن این جمله مصمم شدم به تراشیدن شخصیت وجودی خویش که غیر از ما هیچ کس نمیتواند ما را جلا دهد که در خوش بینانه ترین حالات ممکن شاید دیگران بتوانند الگو نه راه خوبی برای تغییر و تکامل به ما نشان دهند که بهترین الگو در وجود روح خدایی ما است.

  چند خطی از وصیت نامه دکترعلی شریعتی در این رابطه:

اگر ملاک را لذت جستن تعیین کنیم ،مگر لذت اندیشیدن،لذت یک سخن خلاقانه،یک شعر هیجان آور،لذت زیبایی های احساس و فهم و مگر ارزش برخی کلمه ها از لذت حساب جاری یا لذت فلان قباله محضری کمتر است. کمتر است.اخلاق روح را به خوب بودن می کشاند و خوب شدن و هم زیبایی که زیبایی ها کشف میکند که می آفریندچقدر در این دنیا بهشتی و بهشتی ها نهفته است و نگاه ها و دل ها همه دوزخی است همه برزخی است که نمیبیند و نمیشناسد.در انتها تنها نعمتی که برای تو در این مسیری که عمر دارد آرزو میکنم تصادف با یکی دو روح فوق العاده است با یکی دو دل بزرگ با یکی دو فهم عظیم و خوب و زیبا است چرانمیگویم بیشتر بیشتر نیست.یکی بیشترین عدد ممکن است"دو" را برای وزن کلام آوردم و نیست.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم آذر 1388ساعت 19:30  توسط پوریا  | 

خدا در آيين هاي توحيدي

به نام خداوند جان و خرد

با سلام خدمت دوستان عزيز امروزمن مي خواهم مطالبي از كتاب " تولدي ديگر " از" شجاع الدين شفا "را براي شما بنويسم و اميدوارم بتوانيد اين كتاب را تهيه كنيد و آن رامطالعه بفرماييد و در موردآن به خوبي فكر كنيد امروز در مورد خدا در آيين هاي توحيدي مطالبي را مي نويسم .

تقريباهمه مسلمانان جهان از جمله ايرانيان بر اين تصور هستند كه تورات و انجيل دو كتابي هستند كه از جانب خدا بر موسي و عيسي نازل شده است به همان صورتي كه قرآن بر محمد نازل شده است اين اعتقاد عمدتا از تصريح خود قرآن ناشي شده است : آن خدايي كه قرآن را بر تو (محمد) فرستاد تورات و انجيل را نيز بر موسي و عيسي فرستاده (سوره هاي آل عمران آيه 3 ، 48 ، سوره مائده آيه 46، سوره اعراف آيه 157 ، سوره توبه آيه 111 ، سوره فتح آيه 29 ، سوره حديدآيه 27 ،سوره صف آيه 6 ، سوره جمعه آيه 5 ) ولي واقع امر اين است كه تورات و انجيل هيچكدام نه كتاب واحدي هستند و نه موسي و عيسي آنها را به صورت وحي از آسمان دريافت داشته اند . در تاريخ مذاهب تنها شخص ديگري به غير از محمد كه مدعي دريافت مستقيم كتابي از جانب خداوند شده است " جوزف اسميت " بنيان گذار فرقه مذهب "مور مون" در آمريكا است .آنچه امروزه در جهان مسيحيت به نام كتاب مقدس ( Bible ) عرضه مي شود مجموعه اي از دو بخش عهد عتيق و عهد جديد است كه تورات قسمتي از بخش اول و انجيل قسمتي از بخش دوم آن است عهد عتيق كه پنچ كتاب اول آن تورا ت نام دارد جمعا شامل 24 كتاب است كه نه تنها به صورت يكجا نازل نشده بلكه تدريجا و در طول بيش از يك هزار سال توسط افراد يا گروههايي از كاهنان يهودي به اسم 26 پيغمبر كه نامشان بر اين كتاب نهاده شده نوشته شده اند . عهد جديد نيز از چهار كتاب اول آن اختصاصا انجيل ناميده شده است كه جمعا شامل 27 كتاب و رساله است كه در طول دو قرن توسط افراد مختلف نوشته شده اند كه هيچ يك از آنها هواريون عيسي نبوده اند . خود عيسي تا هنگام مرگ خويش اساسا از وجود كتابي به نام انجيل بي خبر بوده است.اصل زير بناي هر سه آيين توحيدي اين است كه آفريننده و گرداننده كائنات خداي واحدي است كه در تورات به نام يهوه ، در انجيل به نام پدر آسماني و در قرآن الله نام دارد در هر سه كتابهاي آفرينش كائنات و خلقت آدم به دست اين خدا به صورت مشابه اي روايت شده است.پيامبراني كه وي براي نوع بشرميفرستد پيامبران مشترك هستند و قوانين مذهبي كه اعلام مي دارد غالبا مشابه است با اين همه ماهيت آسماني و زميني اين خدا در آيينهاي يهودي و مسيحي و اسلام بصورتي چنان بنيادي با يك ديگر تباين و گاه صريحا تناقض دارد كه قالبا يكي دانستن اين سه خدا را غير ممكن مي كند . جهان توحيدي اگر هم در تئوري يك خداي واحد بيش ندارد در عمل داراي سه خدا است كه وجوه اختلاف آنها بيشتر از وجوه مشتر كشان است.

در ادامه اين كتاب ، نويسنده به اختلافات اين سه خدايي كه در اين سه دين مشاهده كرده است اشاره مي كند اميدوارم با تهيه اين كتاب و مطالعه آن بتوانيد به واقعيت ها نزديكتر بشويد.

منبع : تولدي ديگر

 

+ نوشته شده در  شنبه هفتم آذر 1388ساعت 22:14  توسط داریوش  | 

دید دین نمایان در مورد زن


به نام خداوند جان و خرد

با سلام خدمت دوستان عزيزر امروز درمورد يك مطلب مهم مي خواهم با شما صحبت كنم و آن مسئله اين است كه ايا آن گونه كه آن اسلام ادا مي كند كه با ظهور اسلام بر منظلت زن افزوده شد و زنان به آن چيزي كه حق آنها بوده است رسيده اند. به نظر شما آيا اين گونه بوده است اما ابتدا چند مطلب را بايد ذكر كنم . كه درست است قبل از ظهور اسلام در كشورهاي عرب به دليل اينكه زنان را مايه آبرو ريزي مي دانستند به همين دليل نيز اعراب دوران جاهليت دختران تازه به دنيا آمده را زنده به گور مي كردند و با ظهور اسلام زنده به گور كردن دختران حرام اعلام شد و مقداري به آنها حق زندگي كردن داده شد اما به آن گونه اي كه بايد باز هم زنان به آن چيزي كه حق آنها بود نرسيدند در باب مثال شما در نظر بگيريد كه زنان بعد از ازدواج كردن زنان كاملا در اختيار مرد قرار گرفته و به جاي اينكه به زندگي بهتر برسد زندگيش ديگر دست خود زن نيست ويا اينكه طبق سنت عرب در چنگ اگر يك طرف بر طرف مقابل چيره مي شد زنان و مردان طرف مغلوب شده را به اسارت مي گرفتند و در شهر مدينه كه يكي از بزرگترين شهرهايي بوده است كه اسيران را مبادله مي كردندو زنان و مردان را خريد و فروش مي كردند و به عنوان غلام و كنيز صاحب آنها مي شدند. تكليف مردان كه مشخص بود انها بايد براي صاحب خود فقط براي گرفتن غذا و جاي خواب براي آنها بايد به صورت رايگان كار مي كردند و اما رفتاري كه با زنان مي شد " طبق آيه 3 سوره نسا كه مي گويد: و اگر در اجراي عدالت ميان دختران يتيم بيمنا كيد هر چه اززنان ديگركه شما را پسند افتاد دو به دو ، سه به سه ، چهار به چهار به زني گيريد پس اگر بيم داريد كه به عدالت ميان آنها رفتار نكنيد به يك زن و يا به آنچه از كنيزان كه مالك آنها شده ايد اكتفا كنيد اين خودداري نزديكتر است تا به ستم گراييد و بيهوده عيال وار شويد"مي بينيم كه چه ظلمي به زنان مي شده است و و اي به حال آن زناني كه اسير مي شدند چون اسلام هم خابگي با آنها را هلال مي داند و مي گويد شما صاحب آنها هستيد و درصورتي كه آنها نيز رازي نباشند مي توانيد با آنها نزدكي كنيد به اين دليل من اين سخن را مي گويم زيرا زنان كه نمي خواستند اسير بشوند با زور آنها را اسير مي كردند و به فروش مي رساندند حال چه برسد به اينكه زنان رازي باشند كه با دشمنان خود،و قاتلان شوهر وفرزندان خويش هم خابگي هم كنند.اين وضعيت زنان در قبل از اسلام و بعد از اسلام است .

دانلود چهار کتاب مفید مرتبط 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم آبان 1388ساعت 16:7  توسط داریوش  | 

تعریف دین

به نام خداوند جان و خرد

دين درهر شكلي كه آنرا بيابيم و هر معنايي كه در نظام فكري و فرهنگي خويش برايش داشته باشيم ، از اهم عناصري مي باشد كه در ساختار اخلاق اجتمايي بكارگرفته شده است چرا كه وسيله اي مناسب براي توجيه ناداني ها ،ناتوانيها ،عقب ماندگي ها و فقرمي باشد و نيز راه ساده اي است جهت پوشاندن ضعفها و معايب خويش از چشم خود وديگران و همچنين وسيله اي است براي توليد تصنعي نيروي دلگرم كننده و اميد بخشي در تن و جاني كه شاهد استيصال و تيره روزي ها خويش مي باشد چنين فردي ناگزيز به رمانيدن و دور ساختن خويش از احساس بيهودگي و رنجهايي است كه در نتيچه مشاهده آثار و نتايج عملكردهاي احمقانه خود مدام به ظهور مي رسند وتا بن جان راه مي يابند. نياز روحي يا همان حاجت به درك فلسفه وجود و حيات ، علت پيدايش دين هم هست منتها انديشه فلسفي در خامترين و ابهام آميزترين حالت خود منجربه پيدايش باورهاي ديني مي شود به همين علت در تمام اشكال تاريخي ومتداول اديان ضعف صور منطقي تفكر را مي توان مشاهده كرد و لا طائلاتي را كه پيرامون چگونگي خلقت جهان و انسان و هدف اخلاقي و ديني از آن بافته شده تميز داد. نياز مذكور منشا همه انواع دين در همه زمانها و همه مكانها از بدوي ترين تا تكامل يافته ترين آن در كل تاريخ جهان است.

تعريف بالا تعريفي ازدين است كه جناب آقاي هوشنگ معين زاده در مورد دين در كتاب پيامبر خرد مطرح كرده است.

حال تعريف ديگر از دين : كه به ما مي گويند : دين محكم ترين ريسمان الهي است كه انسان فقط با تمسك به آن مي تواند به هدف و ماوراي والاي خويش كه همان مقام خليفه الهي است نائل گردد.

حال به نظر شما كدام تعريف مي تواند درست باشد و كدام يك از اين تعريفها منطقي تر است ؟

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم آبان 1388ساعت 1:19  توسط داریوش  | 

چگونه از عقاید احمقانه بپرهیزیم؟

برتراند آرتورویلیام راسل ریاضیدان، منطق‌دان و فیلسوف بریتانیایی بود که آثارش در مورد تحلیل منطقی، فسلفه در قرن بیستم را تحت تاثیر قرار داد. برتراند راسل که موفق به کسب جایزهٔ نوبل نیز شد، در گفتاری کوتاه با عنوان « چگونه از عقاید احمقانه بپرهیزیم؟»، به روشنی به آسیب شناسی آفات تعصب، جزم و جمود، پیشداوری و .... در باورهای آدمی می پردازد:

برای پرهیز از انواع عقاید احمقانه ای که نوع بشر مستعد آن است، نیازی به نبوغ فوق بشری نیست. چند قاعده ساده شما را اگر نه از همه خطاها، دست کم از خطاهای ابلهانه بازمیدارد. اگر موضوع چیزی است که با مشاهده روشن میشود، مشاهده را شخصاً انجام دهید. ارسطو میتوانست از این باور اشتباه که خانمها دندانهای کمتری از آقایان دارند با یک روش ساده پرهیز کند: از خانمش بخواهد که دهانش را باز کند تا دندانهایش را بشمارد. او این کار را نکرد چون فکر میکرد میداند.تصور کردن این که چیزی را میدانید در حالی که در حقیقت آن را نمیدانید، خطای مهلکی است که همه ی ما مستعد آن هستیم.اگر مثل اکثر مردم شما ایمان راسخ پرشوری نسبت به برخی مسائل دارید، روشهایی وجود دارد که میتواند شما را از تعصب خودتان باخبر کند. اگر عقیده مخالف، شما را عصبانی میکند، نشانه آن است که شما ناخودآگاه میدانید که دلیل مناسبی برای آنچه فکر میکنید، ندارید. شکنجه در الاهیات به کار میرود، نه در ریاضیات؛ زیرا ریاضیات با علم سر و کار دارد، اما در الاهیات تنها عقیده وجود دارد. بنابراین هنگامی که پی میبرید از تفاوت آرا عصبانی هستید، مراقب باشید؛ احتمالاً با بررسی بیشتر درخواهید یافت که برای باورتان دلایل تضمین کننده ای ندارید.یک راه مناسب برای این که خودتان را از انواع خاصی از جزمیت خلاص کنید، این است که از عقاید مخالفی که دوستان پیرامونتان دارند آگاه شوید. اگر شما نمیتوانید مسافرت کنید، به دنبال کسانی بگردید که دیدگاههایی مخالف شما دارند. روزنامه های احزاب مخالف را بخوانید. اگر آن افراد و روزنامه ها به نظرتان دیوانه، فاسد و بدکار میآیند، به یاد داشته باشید که شما هم از نظر آنها همینطور به نظر میرسید.دشوار است که بخواهیم مراقب خودستایی بشر به واسطه بشر بودنش باشیم، زیرا ما نمیتوانیم با ذهن غیربشری مباحثه کنیم. تنها راهی که من برای برخورد با این نوع خودبینی بشر سراغ دارم، این است که به خاطر داشته باشیم بشر جزء ناچیزی از حیات سیاره کوچکی در گوشه کوچکی از این جهان است و همانطور که میدانیم در دیگر بخشهای کیهان هم ممکن است موجوداتی باشند که نسبت بزرگیشان به ما مثل نسبت بزرگی ما به یک ستاره دریایی است.منبع:humanfictions.persianblog.ir

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم آبان 1388ساعت 1:0  توسط پوریا  | 

هشت درصد مردمان جهان خدا را قبول دارند اما هیچ کدام از ادیان را نه!

طبق یکی از آخرین نظر سنجی های صورت گرفته که در مورد تعداد پیروان مذاهب مختلف 8 درصد از مردم جهان عنوان کرده اند که خدا را قبول داریم اما دینی را قبول نداریم که این آمار روز به روز بیشتر میشود.

آمار پیروان ادیان مختلف در جهان:

رتبه ی اول: دین مسیحیت 33 درصد (جمع تمام فرقه های مسیحیت)

رتبه ی دوم:اسلام 21 درصد(جمع تمام فرقه های مسیحیت)

رتبه ی سوم:مردمان بی‌دین 16 درصد(نیمی از این افراد به خدا اعتقاد دارند، اما مذهبی را برای خود به رسمیت نمی‌شناسند.)

رتبه چهارم:هندوئیسم 14درصد 

رتبه پنجم: بودیسم 6 درصد 

رتبه ششم:سنت های آفریقایی 6 درصد

رتبه هفتم: سیکیسم 36 صدم درصد

رتبه هشتم:یهودیت 22صدم درصد

منبع:خبرگزاری فارس

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم آبان 1388ساعت 0:27  توسط پوریا  | 

به من بگو چرا ؟

به نام خداوند جان و خرد

با سلام خدمت دوستان امروز يك مطبي به خاطرم رسد كه نوشتن آن در اين وبلاگ خالي از لطف نيست .

در بيشتر كتابها خوانده ايم كه خداوند بزرگ و مهربان هر پيامبري را به اقتضاي آن زمان به پيامبري رسانده است . در باب مثال خداوند زماني كه حضرت نوح را به پيامبري معبود كرد بلاياي طبيعي يكي از مهمترين مطالب درآن زمان بوده است كه به آن گونه كه مي گويند در آن زمان حضرت موسي براي اينكه مردم را به راه راست هدايت كند مردم را از بلاياي طبعي ميترسانيد تا اينكه مردم به خدا پرستي روي بياورند وهمانطوري كه مي دانيد يكي از بزرگترين بلاياي طبيعي در زمان حضرت نوح اتفاق افتاده است كه صحت آن نيز از واقعيت دور مي باشد و قرآن نيز اين داستان را بيان كرده است .

هنگامي كه خداوند حضرت موسي را به پيامبري معبود كرد در آن زمان سحر و جادو بسيار رواج داشت حضرت موسي نيز از طريق سحر و جادو كه به معجزه معروف است با مردم ارتباط برقرار كرد كه در سوره بقره آيه48 تا آيه 76 تماماُ به اين معجزات اشاره كرده است در سوره هاي ديگر نيز به اين معجزات اشاره شده است.

و هنگامي كه حضرت ابراهيم به پيامبري معبود شد زنده كردن مردگان يكي از مهمترين مسئله اي بود كه در آن زمان مورد توجه قرار گرفته بود كه از يكي از معجزات حضرت ابراهيم زنده كردن مردگان بود.

و هنگامي كه حضرت عيسي به پيامبري معبود شد شفا دادن بيماران مهمترين مسئله اي بود كه مورد توجه مردم بود كه حضرت عيسي نيز يكي از شفا دهندگان بزرگ در آن زمان بوده است و مردم را تحت تاثير قرار داده بود.

ودر هنگامي كه حضرت محمد به پيامبري رسيد شعر و شاعري بسيار موردتوجه بوده است و حضرت محمد نيز براي اينكه مردم را تحت تاثير خود قرار بدهد از شعر استفاده كرده است كه قرآن نيز مانند كتاب شعري بي مانند به وجود آمده است.كه پر از نكته هاي فراوان است .

حال باهر كس در مورد قرآن صحبت مي كنيد كه مي گويند قرآن از طرف خدا نازل شده است اگر به آنها بگوييم شما از كجا مي دانيد كه قرآن از طرف خدا نازل شده است تنها دليلي كه ميا ورند به استناد قرآن است كه مي گويند اگر مي توانيد آيه اي مانند آيه قرآن بياوريد ! حال من جوابي كه براي اينگونه افراد دارم اين است شعرهاي حافظ و سعدي و خيام و فردسی و مولانا و دیگر شاعران  بلند آوازه ايران زمين آيا برابري با قرآن نمي كند انسان زماني كه شعر هاي اين شاعران بزرگ را مي شنود و يا مي خواند آيا پر از نكته هاي راهنمايي كننده نيست كه انسان براي بهتر شدن زندگي خويش مي تواند از آنها استفاده كند؟

من هم يك شعرگفته ام كه اميدوارم از اين شعر خوشتان بيايد.و اميدوارم كساني كه اين شعر را مي خوانند به بزرگي خودشان من را ببخشند زيرا من اطلاعاتي در مورد قوائد ادبي كم است .

چشانم در سياهي در تباهي 

 نمي داند چه مي بيند چه راهي

زبانم مي كشد آخر چه آهي 

 كه مي سوزد دلم مانند كاهي

به خود گويم كه آخر در تباهي 

 كجا باشد همي راهي و چاهي

به چشم گويم چه مي بيني سياهي 

 همي گويد كه مي بينم سرابي

در آن دنيا همي بينم جهاني

كه باشد پر ز جوياي رواني

كه هر سويش بباشد باغبا ني 

 همي گلهاي زيباي جهاني

پري و هوريان در يك جهاني

كه باشد پر در اين دنياي فاني

دلم را خوش بكردم به سرابي

كه چشمانم همي بيند يه گاهي

برفتم پس به سوي آن سرابي

كه در آخر همي باشد تباهي

برادر جان نمي دانم چه گويي 

 كه گويم من تو مي بيني سرابي

كه در آخر همي باشد سرابي 

 كه باشد آن سياهي ، سياهي

نظر يادتون نره

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم آبان 1388ساعت 23:4  توسط داریوش  | 

از گاو که گنده‌تر نمی‌شوی!!

آنها فقط از «فهمیدن» تو می‌ترسند. از «تن» تو- هر چقدر هم که قوی باشد- ترسی ندارند. از گاو که گنده‌تر نمی‌شوی، میدوشندت! از خر که قوی‌تر نمی‌شوی، بارت می‌کنند! از اسب که دونده‌تر نمی‌شوی، سوارت می‌شوند!، اما آنها فقط از «فهمیدن» تو می‌ترسند. دکتر علی شریعتی

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم مهر 1388ساعت 23:56  توسط پوریا  | 

به کی اعتماد کنم


پیش هر روحانی از هر دین و مسلکی بریم میگه ماست من از همه شیرین تره  بیایین خودمون شروع کنیم به خوندن کتب الهی ،ببینیم توش چی نوشته،باور کن ارزشش رو داره،عقل خودمون رو دست کم نگیریم ،پیامبر درونی برای پیدا کردن حقیقت کمکمون میکنه.اگه میخوای بگی چون فلان عالم عمرش رو گزاشته پای تحقیق و منم به همین خاطر فلان دین رو قبول دارم که فلان عالم قبول داره باید بهت بگم بهتره هفت هشت تا دین داشته باشی چون در هر دین و مذهبی،در هر مسلکی بزرگان و فیلسوفان زیادی هستند که باور دارند ماستشان از همه شیرین تر است!
+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم مهر 1388ساعت 22:50  توسط پوریا  | 

باور کن این جوری هم میشه عاشق خدا بود

فکر میکنم میشه خدا رو قبول داشت و باورهای مذهبی خیلی ها رو قبول نداشت،سر حرف باز میشه،میگم به دین اعتقاد ندارم ،میگه خدا رو قبول نداری!میگم با تمام وجود خدا رو باور دارم ،میگه مگه میشه؟!فکر میکنه با خدا بودن،یعنی مسلمون بودن.خدا رو قبول دارم،سعی میکنم از کارهای بد دوری کنم و به کارهای خوب نزدیک بشم،فکر میکنم این پیامبرها از طرف خدا نبودن وقتی که تو کتابهای دینی اشکال میبینم یقین پیدا میکنم که این کتاب رو خدا نفرستاده ،چون کار خدا اشکال دار نمیشه.نمیخوام مثل آدمای قبیله هر باوری روکه به ارث میرسه با تعصب کو کورانه و بدون تفکر و تجزیه تحلیل یدک بکشم ،،دانشمندا میگن انسان از سن 7 سالگی که میگزره شخصیت و عقایدش مثل سنگ مشه،میخوام همیشه همه ی حرفها رو با عقلم بسنجم و درست رو انتخاب کنم،بدون هیچ دیواری همیشه عاقلانه گوش میکنم ،فکر میکنم و بعد انتخاب میکنم.،فکر میکنم تنها پیام آور همون پیام آوری هستش که درون فکر منه،همونی که من با کمک اون فرق بین کار بد و خوب رو میتونم بفهمم،خدا ما رو رها نکرده اگر بیشتر به روح درونمون که قسمتی از دریای بیکران خداست احترام بزاریم.

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم مهر 1388ساعت 22:38  توسط پوریا  |